مصطفى النوراني الاردبيلي
367
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
جگر حار و مصلح آن صندل و مضر شانه است . « 1 » سارج نوعى از سار است و آن پرندهاى است سياه و پر خط و خال و كوچكتر از فاخته و به هندى برهين نامند . گويند : برگيست بىساق و گل و در آبهاى ايستاده بلاد هند مىرويد و برگش شبيه به برگ گردكان و خوشبو و قوتش تا سى سال باقيست . در درجه سوم گرم و در دوم خشك و مدر بول و حيض و شير و عرق و مصلح حال معده و مقوى احشا و اعضا و حافظ ارواح و اخلاط و مفرح و مفتح و مسمن و محلل رياح امعاء و جهت سيلان آب دهن و بدبويى آنكه از امتلاء معده باشد و خفقان و وسواس و جنون و وحشت و درد جگر مزمن و عمر ولادت و مشيه و وجع فؤاد و تقويت حواس و يرقان و استسقا و سپرز و حصاة و مانع جميع امراض مقعد و رحم و در اكحال جهت بياض و سلاق و ظلمت بصر نافع و نگهداشتن در زير زبان جهت لكنت زبان مفيد و طلاى او با سركه جهت احتباس حيض و شير و رفع بدبويى زير بغل و كنج ران و تضميد كوبيده مطبوخ او در شراب جهت تحليل ورم اجفان و گذاشتن او در ميان اقمشه و جامه جهت منع كرم زدن او مؤثر و مضر ريه و مصلحش مصطكى و مضر مثانه و مصلحش شربت به قدر يك مثقال و بدلش دو وزن سنبل هنديست . « 2 » ساذج : برگى است دوايى مانند برگ گردو و آن بر روى آب پيدا شود و بر دو نوع است هندى و رومى . « 3 » ساذج ، سادج ، سازج هندى : گونهاى دارچينى ) فر cannelle de java ) كه عطر و طعم آن از دارچين معمولى كمتر است و در طب قديم به عنوان مقوى تخمدانها به كار مىرفته است . آن را عرفج برى ، ساذج ، صادق ، صدق ، دارچين جاوه گويند . « 1 » به قول پروفسور e sehmidt در سال 1841 روغن اصل برگ دارچين داراى ماده eugenol است ، نيز مقدارى terpene , cinamic aldehyde در آن است . در بيخ درخت آن
--> ( 1 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ج 2 ، ص 1787 ؛ برهان قاطع ، ج 1 ، ص 675 . ( 2 ) - برهان قاطع ، ج 1 ، ص 675 ؛ تحفه ، ص 142 . ( 3 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 1793 . ( 1 ) - همان ، ج 2 ، ص 1789 - 1793 .